به دلیل فیلتر بودن وبلاگ در بسیاری از ISPها از اینجا رفتم. آدرس جدید :
18 ساعته که یه کله خوابیدم و الان که از خواب بیدار شدم 6 صبحه، هنوزم احساس میکنم خواب لازمم و شاید بعد از نوشتن آخرین پست سال 85 تو این وبلاگ نیمچه فیلتر شده و نیمچه تعطیل بازم بخوابم. خدا رو شکر کارهام با موفقیت انجام شده و یه چند روزی یله هستم و میتونم وبگردی کنم البته متاسفانه بعد از این چند روز بازم تا 2 ماه نیستم.
این پست در مورد فیلم 300 هست، عزیزان میتونین برای اعتراض به این فیلم وارد لینک http://300themovie.info/ و اینجا بشین. شاید میشد متن بهتری رو آماده کرد اما برای نشون دادن اتحاد استفاده از همین متن که به وسیله دوستان آماده شده میتونه مناسبتر باشه. خدا رو شکر این پست مصرف خارجی داره و فیلتراتچی سازمان مبارزه با اختراعات جدیده نمیتونه سر سوزنی روش تاثیر بزاره.
در ضمن پیشاپیش سال جدید رو به تمام دوستان عزیز تبریک عرض میکنم. همینطور امیدوارم 4 شنبه سوری تون همراه با خوشی و سلامتی بوده باشه. وقتی حدودا 7 سال داشتم 4 شنبه سوری با پریدن از روی آتش برگزار میشد و همیشه عده ای کمیته چی به جشن مردم حمله میکردن. این مسئله باعث شد 4 شنبه سوری چریکی، بزن در رو و فاجعه بار بشه و از اون شکل سنتی و زیبا خارج بشه. چه کنیم ... هممون تو این تخریب هویت مقصریم و هممون هم باید تقاصش رو پس بدیم.
با تمام قدرت برمیگردم
300unethical movie picture
To: Warner Bros. Pictures Company
Cc: Zack Snyder (director)
Dear Warner Bros. Picture Company,
We the undersigned, through this letter, protest your irresponsible, unethical and unscientific actions.
This letter is in concern of making the movie, 300 by your company, which, according to all historical documents, is fraudulent and distorted, and its broadcast guarantees the violation of undeniable international legal rights.
It is a proven scholarly fact that the Persian Empire in 480 B.C was the most magnificent and civilized empire. Established by the Cyrus the great, the writer of the first human right declaration, Persians ruled over significant portions of Greater Iran, the east modern Afghanistan and beyond into central Asia; in the north and west all of Asia Minor (modern Turkey), the upper Balkans peninsula (Thrace), and most of the Black Sea coastal regions; in the west and southwest the territories of modern Iraq, northern Saudi-Arabia, Jordan, Israel, Lebanon, Syria, all significant population centers of ancient Egypt and as far west as portions of Libya. Having twenty nations under control, encompassing approximately 7.5 million square kilometers, unquestionably the Achaemenid Empire was territorially the largest empire of classical antiquity.
Based on the Zoroastrian doctrine, it was the strong emphasis on honesty and integrity that gave the ancient Persians credibility to rule the world, even in the eyes of the people belonging to the conquered nations (Herodotus, mid 5th century B.C). Truth for the sake of truth, was the universal motto and the very core of the Persian culture that was followed not only by the great kings, but even the ordinary Persians made it a point to adhere to this code of conduct.
We did not expect Warner Bros. Picture company, as one of the world's largest producers of film and television entertainment to ignore the proven obvious historical facts, and damage its own reputation by showing the Persian army at the battle of Thermopylae as some monstrous savages, and thus create an atmosphere of public mistrust in its content, and hurt the national pride of the millions of Persians while doing so.
While announcing our disgust at such a heresy, we demand an immediate historical review and quick apology from the responsible people.
Sincerely,
به امید دیدار دوباره
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.
خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت
فرزندم!
تو پس از دوم خرداد، در فصل اصلاحات به دنیا آمدی و بعد از سوم تیر ، در فصل عدالت به مدرسه میروی و من امشب در تنهایی و برای تو که معنی فصل ها را در سیاست نمیدانی و نمیتوانی بخوانی، مینویسم. مینویسم تا فردا که دانستی و توانستی مرا لعنت و بازخواست نکنی. مینویسم تا راهی را برای تو نشان دهم که به صحت آن مطمئن بوده و به درستی آن اعتقاد دارم، راهی که قدم ننهادن در آن، شروع سقوط اندیشه من است و نهایت نپیمودن مسیرآن، سقوط تو.
فرزندم!
وقتی معلمی که خود در زیر خط فقر روزگار میگذراند میگوید بنویس : بابا نان داد! تو اگر بفهمی و نخواهی دروغ بنویسی باید بنویسی : بابا جان به جای نان داد!
حرف امشب من به تو کودک بیگناه همین است. به آنچه که آموزش می دهند مطمئن نباش! به آنچه که میبینی و میشنوی اعتماد نکن! بی چراغ وارد هیچ راهی نشو! بگرد و چراغی پیدا کن!
فرزندم!
عدالت، دین، آزادی، رستگاری ، برابری و قانون کلمات مقدسی هستند که به گونه های مختلف گفته میشوند، اما تو کدام معنی را یاد خواهی گرفت و کدام معنی را باور خواهی کرد؟ نامهای مقدس برای اهداف نامقدس و کسب سود انتخاب شده اند. پشت هر نام ، مقاصد و اهداف نامشخص بسیاری پنهان است. پس بپرس که چرا و خواسته باش که بفهمی چرا نامهای مقدس اهداف متضاد را توجیه میکنند؟
فرزندم!
تو در آینده ای نزدیک به خدا، عشق، محبت، انسانیت، وجدان و ... آن گونه که از تو میخواهند و توقع دارند فکر نخواهی کرد. میدانم که چنین است و میخواهم که چنین باشد
در این نیمه شب بیمهتاب چه بنویسم؟
گریه کن قلم! بشکن ، بسوز و بخواب

عکسها رو خودم گرفتم. موقع گرفتن این عکسها احساس میکردم قلبم داره پرس میشه. بچه ای که آیندشو داخل زباله ها جستجو میکنه
دوستان متاسفانه در یک اقدام تروریستی تعداد متنابهی کامنت مورد سرقت قرار گرفت و من نتونستم کامنتهای قشنگتون رو بخونم.
خیلی زور داره تو این شرایط سخت وبلاگ رو آپ بکنم بعد کامنتا بپره.البته فدا سرتون خدا خودش کامنت رسونه![]()
وقتی وارد وبلاگی میشم که عکس خاتمی به دیوارش نصب شده یه احساس خاصی بهم دست میده. به یاد زمانی می افتم که یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تصمیم داشت عکس خاتمی رو برای اولین بار به دیوار انجمن بزنه. رفتم به سمتش که نذارم این کار رو بکنه اما با اعتراض بقیه نسبت به من سال اولی مواجه شدم. اون روز دوستان از کاریزمای خاتمی صحبت میکردن و عکس خاتمی رو نماد یک تفکر خاص میدونستن. اما... نظر من این بود که نصب عکس یک شخص ، خودش شروع دیکتاتوریه. تمام گروههایی که تو دنیا عکس رهبرشون رو به دیوار میزنن یا مجسوشو میسازن این کار رو نمادی از حمایت خودشون نسبت به یک تفکر خاص میدونن. ولی نکته جالبش اینه که تمام این کشورها ، کشورهایی با دیکتاتورهای ریز و درشت هستن.
یه مسئله دیگه : لطفا کسایی که از عکس خاتمی استفاده میکنن مشخص کنن تفکر خاتمی چیه؟ اگر عکس خاتمی نشون دهنده اعتراض عظیم و نه بلند مردم در دوم خرداد باشه حرفی نیست. که البته مردم ما سال پیش هم یه نه بزرگ گفتن. منظورم انتخاب احمدی نژاد هستش. مردم به بی عدالتی ، تبعیض وفقر نه گفتن. مردم احمدی نژاد رو انتخاب کردن ، همون طور که خاتمی رو انتخاب کرده بودن. یکی برای انتخاب شدن شعار توسعه سیاسی و اون یکی شعار مقابله با بی عدالتی رو سر داده بود ، اما هر دو پریزیدنت (چقدرم بهشون میاد
) وقتی وارد گود شدن دیدن کاری نمیتونن و یا نمیخوان انجام بدن. بنابراین هر دو شروع به فرافکنی کردن و جالب اینه که فرافکنی جفتشون مستلزم تغییر دنیا بود. این دو وقتی دیدن نمیتونن به شعارهای داخلیشون عمل کنن به سمت شعارهای در سطح جهانی رفتن. یکی میخواست گفتگوی تمدنها رو راه بندازه و اون یکی هم حذف اسرائیل و قدرت هسته ای شدن رو دنبال میکنه.
دوستان اگه نمیخواین عکس خاتمی رو بردارین ، خواهشا عکس احمدی نژاد رو هم کنارش بزارین.
پینوشت ۱دایی محسن عزیز پیامی برام گذاشته که عینا میزارمش:"نازنين فاتحي"دختر بيگناهي است که فقط براي دفاع از خودش، امروز ممکنه حکم اعدام براش صادر کنن.براي خوندن بيوگرافي نازنين به اين وبلاگ بريد و بعدش کمپين رو امضا کنين و به همه هم بگين.http://www.petitiononline.com/Nazanin/
پینوشت ۲ پیشنهاد میکنم مصاحبه فوق العاده ابراهیم نبوی رو به صورت کامل بخونین. (میخواستم لینک سایت انتخاب رو بزارم که دیدم فیلتر شده. ![]()
![]()
یکی نیست از این فیلتراتچی سازمان مبارزه با اختراعات جدیده بپرسه به روح اعتقاد داری؟
خوب ردیف شد : قسمت اول قسمت دوم

اصلا قرار نبود تو این وبلاگ چیزی در مورد خودم بنویسم. تا اینکه دعوت میرا و بعد از اون محمدرضا برای وارد شدن به بازی یلدا بازی به دستم رسید. من وبلاگ دیگه ای هم دارم یا بهتره بگم داشتم که کاملا شخصی بود . اما چون خیلی وقته بهش سر نزدم الان دیگه رونق سابقو نداره. پس جایی برام نمیمونه غیر از اینجا (به بزرگواری خودتون ببخشین) . نوشتن از خودم تو این وبلاگ یه جورایی باعث میشه خجالت بکشم نمیدونم چرا . مثه موقعی میمونه که آدم تو جمعی که باهاشون رودربایستی داره رفته باشه و ۳ ۴ نفر بیان بهت بگن که تو هم بری وسط و برقصی و به زور میبرنت وسط بعد یه جور میشه که برای نشوندنت سر جات مجبور بشن زنگ بزنن ۱۱۰.
من به جای معرفی خودم آرزوهامو تو دوره های مختلف زندگیم معرفی میکنم. این منم:
۱) تا ۵ سالگی : کوهنورد شدن
البته کوهنوردی ""شغل"" مورد علاقه من بود !!!!! یکی نبود بهم بگه ابله کوهنوردی که شغل نیست. اگه از همون موقع دیگران به جای تحویل دادن لبخندهای محبت آمیز در جواب این آرزوی من ُ حقایق زندگی رو برام بازگو میکردن به این حال و روز نمی افتام. شاید به خاطر همین آرزو بود که الان از کوهنوردی خوشم نمیاد. اگرم احیانا به قله کوهی رفته باشم هدف کوهنوردی نبوده بلکه اون قله سر راهم قرار گرفته بوده
.
۲) تا ۱۰ سالگی : خورده شدن Jerry توسط Tom
من این آرزو رو باخودم به گور میبرم. این شروع عقد های دوران کودکی من بود
.
۳) تا ۱۵ سالگی : خوندن کتاب کمدی الهی دانته
یه دوره عجیب بود که من فقط در حال کتاب خوندن بودم. هر نوع کتابی که فکرشو بکنین . از صادق چوبک و صادق هدایت بگیر تا ویکتور هوگو تا کتابای تاریخی و کتابای شریعتیُ دانشورُ صمد بهرنگیُ جلال آل احمد و ........................................... مهمترین دغدغه زندگی من تو این دوران خوندن کمدی الهی دانته بود که هنوزم یکی از آرزوهام یاد گرفتن زبان ایتالیایی و خوندن این کتاب به زبان اصلی هستش. چند بار تو این دوران تا حد مرگ پیش رفتم و خیلی شانس آوردم که بدنم جواب داد . چون اگه یه کتاب ۳۰۰۰ صفحه ای هم میومد دستم تا تمومش نمیکردم بی خیال نمیشدم. تنها کتابی که تو اون دوران ازش خوشم نمیومد کتاب شعر و به خصوص حافظ بود. شاید به خاطر همینه که الان چند ساله فقط حافظ میخونم
.
۴) تا ۱۷ سالگی : اینکه یه روز کمیته منو تو خیابون بگیره
چشمتون روز بد نبینه به این آرزوم دست پیدا کردم . من رو به روزی انداختن که شناساییم به وسیله خودم هم مشکل شده بود. یه روز داستان ضربات وحشیانه ای که تو کمیته نوش جان کردم رو براتون می نویسم. هنوز فیلمی ندیدم یا از کسی نشنیدم که اینطور شکنجش کرده باشن. چند تا از فنون رزمی بعد از اون روز رایج شد . مخصوصا این فن که یکی با پوتین بپره رو گلوو با پا رو گردن آدم وایسه و یکی دیگه با لگد بزنه تو شکم آدم و نفر سوم با یه میله آهنی بکوبه به سر طرف
. البته بعد از اونم از این اتفاقات برام افتاد که برام درس عبرتی باشه که دیگه آرزوهام اینقدر احمقانه نباشه.
۵) تا الان : دیگه ماه شب ۱۴ رو نبینم
ای کاش وقتی داشتی میرفتی مهتاب رو هم با خودت میبردی تا من هر بار با دیدن ماه شب ۱۴ اذیت نمیشدم. خیلیها تو زندگی من اومدن و رفتن اما دوران کوتاه با تو بودن هنوز که هنوزه برام خاطره انگیزه
.
یه مقدار هم در مورد خود خودم: حدود ۱۰ ساله که بیشتر از یه ماه یه جا آروم و قرار نداشتم و همیشه در حال مسافرتم . خواننده مورد علاقم شهرام کاشانیه البته تا ۲ ۳ ساله پیش خیلی باکلاستر از اینا بودم و موسیقیهایی حتی به زبان انگلستانی هم گوش میکردم ولی الان فقط میخوام موسیقی جلوی فکر کردنمو بگیره. ۲ تا خصوصیت خیلی آزارم میدهُ خیانت و دورویی . اگه شنیدین کسی رو کشتم مطمئن باشین مقتول یکی از این ۲ تا عمل رو مرتکب شده. هیچ جایگاهی منو آروم و راضی نمیکنه همیشه میخوام بهترین باشم. خیلیها میگن تو نگاه اول یه مقدار مغرورم. نمیدونم چرا. ولی خودم فکر میکنم خیلی مغرورتر از یه مقدار باشم. البته این غرورمو به خاطر یه نفر که اینجا هم در موردش صحبت کردم زیر پا گذاشتم.
با توجه به نظر یه آدم کوته فکر که این یلدا بازی رو با چت و مخ زنی مقایسه کرده بود باید بگم که اصلا قصد ازدواج ندارم و فعلا میخوام ادامه تحصیل بدم. البته اگه مورد خوبی باشه بهش فکر میکنم. خانمای محترم میتونن با منشی تلفنیه من تماس بگیرن چون ایشون بیشتر در جریان هستن ولی تا اونجایی که من تو ذهنمه تا اواخر اردیبهشت نمیتونین وقت ملاقات بگیرین.
عزیزانی که به این بازی دعوتشون کردم : لیلا (برای همیشه) آرمین (هزینه آزادی) مهسا (عشق. آزادی . ایران) . نیما (روز نگاشت) . زندان دخت
تمام کوشش ها در پشت صحنه برای آنست
که راه حلی برای اين تو دهنی پيدا کنند!
۵ روز از انتخابات جمعه می گذرد و هنوز چانه زنی های پشت پرده و چاره انديشی برای دگرگون کردن آراء مردم ادامه دارد . همه اين آشفتگی ها ناشی از حضور پيش بينی نشده مردم در پای صندوق های رای بود. يعنی همان نکته محوری که پيوسته دراين سالها روی آن تاکيد شده بود و حتی درهمين انتخابات نيز اگر جنبش دانشجوئی و سازمان های سياسی نظير ملی – مذهبی ها يکپارچه تر ورود به صحنه کرده بودند، اين حضور هنوز می توانست وسيع تر نيز باشد.
پيام ديگر انتخابات برای دولت آن است كه مردم در اين انتخابات نشان دادند كه بتدريج پی بردهاند كه عامل اصلی بسياری از نابسامانیهای اقتصادی بويژه گرانیهای پی در پی يك سال گذشته، برخلاف فرافكنیهايی كه میشود و آن را به جريانات مبهم و پشت پرده نسبت میدهند، برخی سياستهای غلط اقتصادی دولت است
مردم بتدريج متوجه شدهاند كه هشدارهای دلسوزانه كارشناسان و اقتصاددانان در مورد عواقب سوء برخی سياستهای اقتصادی دولت نهم، كاملاً درست و بجا بوده است و قابل تحسين آن است كه مردم عليرغم آنكه شبكه گسترده رسانهای كشور در خدمت توجيه اين سياستهای اقتصادی بوده و هست، در يك سال به اين تشخيص رسيدهاند (منبع : پیک نت)
نكات عجيب از گزارش لحظه به لحظه نتايج خبرگان در تهران
آمار و ارقام بر پايه اطلاعيههاي رسمي وزارت كشور تنظيم شده است. موارد ستارهدار را در جدول با دقت بيشتر ملاحظه كنيد.
(منبع : بازتاب)
امیدوارم که شب یلدای خوب و خاطره انگیزی رو پشت سرگذاشته باشین و مثه من تنها نبوده باشین . دیشب تنها دلخوشیه من تلفن بود. خدا پدر و مادر گراهام بل رو بیامرزه.
راست میگن که شب یلدا طولانیترین شب ساله
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بالاخره بعد از چند هفته به آغوش گرم تمدن برگشتم. درسته تو این مدت وبلاگم تعطیل بود ، اما خودم تعطیل نبودم. دسترسی به نت نداشتم ولی دسترسیم به مردم عادی بیشتر شده بود. با بیشتر از 50 نفراز مردم در مورد انتخابات صحبت کردم و به این نتیجه قطعی رسیدم که بهبود شرایط تنها با افزایش آگاهی مردم امکان پذیره.
امروز صبح رفته بودم دانشگاه تا تسویه حسابم رو شروع کنم . وقتی رسیدم به دانشکده متوجه شدم یه جلسه پرسش و پاسخ با شرکت محمد رضا خاتمی، حناچی، مسجدجامعی و طباطبایی تو دانشکده ادبیات قراره برگزار بشه. منم قید تسویه حساب رو زدم و از امیرآباد رفتم به سمت انقلاب . احساس خاصی داشتم آخرین تجمع و جلسه ای بود که با کارت دانشجویی توش شرکت میکردم. تو مسیر به این 6 ، 7 سال دوران دانشجوییم فکر میکردم، خاطرات شخصی و خاطراتی مثه درگیریهای تیر 78و... دکه های روزنامه فروشی رو که دیدم هوس جامعه ، توس ، نشاط و عصر آزادگان به سرم زد. بگذریم...
وقتی رسیدم هنوز مهمونا نیومده بودن .فیلم انتخاباتیه خاتمی رو گذاشته بودن ، حقیقتا فیلم تاثیر گذاری بود ، فیلم همه رو باخودش به 5 ساله پیش برده بود. از صحبتای بچه ها متوجه شدم که آمار جدید اخراجیها و تعلیقیهای دانشگاه که به درگیرهای خرداد مربوط میشد هنوز در حال بالا رفتنه و آخرین آمار یه چیزی در حدود 50 نفر بود .
بالاخره مهمونا هم اومدن در کل جلسه بدی نبود . مخصوصا از طباطبایی خیلی خوشم اومد. نکته جالب هم اعتراضهای پی درپی یکی از اعضای بسیج بود که دقیقا صندلی جلویی من نشسته بود و با برخورد دوستانه و مناسب خاتمی روبه رو شد. در ضمن آقای بسیجی یه قرار بزار خودکارتو پس بگیر
یادمون باشه که نسل آینده در مورد عملکردمون در روز جمعه از ما توضیح میخواد پس بی تفاوتی رو کنار بگذاریم
یه مطلب از زندان دخت: بسیاری از مردم قصد دارند انتخابات خبرگان را تحریم و در انتخابات شوراها شرکت کنند ، این نیز پاتکی است بیفایده چرا که حتی از بین خبرگان تائید صلاحیت شده نیز میتوان افرادی رفورمیست را انتخاب نمود کافی است به سوابق آنان نظری دقیق داشته باشید ...